موهایم می ریزد

و فرقی به حال شانه های تو ندارد

پریشانی های من را

 گردن کس دیگر انداخته اند .

حالا شانه های تو گریه را سنگین می کند

مثل تمام خوابهایی که ندیده

 از تو بیدار می شوم

از چشم هایم می ریزی

بی خودی من را در سنگینی خواب هایت جا نگذار ....

پلک بزنی یا دست تکان دهی بر می گردم سر جای خودم

همان جا که از آن برخاسته بودی 

تنها فرق ، سر من است .

و هر چه که موهای من بر آن بریزد ............